زندگي با من کينه داشت من به زندگي لبخند زدم خاک با من دشمن بود من بر خاک نهفتم چرا که زندگي سياهي نيست

خدايا به هر که دوست ميداري بياموز که: عشق از زندگي کردن بهتر است و به هر که دوست تر ميداني بچشان که دوست داشتن از عشق برتر است

درد من حصار برکه نیست ... درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان نمی رسد

................ما تجلی اندیشه خداوندیم..............

explorer blog

-::::.....:سايه سار:.....::::-
-::::.....:سايه سار:.....::::-
گاهی به دنبال چیزهایی می گردیم و می دویم که باید از آن بگریزیم و از چیزی می گریزیم که باید در آغوش بکشیم . گاهی حرفهایی در دل انسان پر و بال می گیرد که به هیچ کس نمی توان گفت جز یک دوست همدل . گاهی نه پدر نه مادر ، نه هیچ کس دیگر ، فقط یک یار همدم گوش شنوای حرفهای ماست . اما جالب آنکه در همین درد و دل های دوستانه محرمترین محرم و آنکه قبل از گشودن زبان ، با دل همسو می شود خداست ... کاش زندگی ها ابری نباشه ولی در سایه ابرمحبت جاری باشه. بیا مثل آب پاک و زلال باشیم. .....خوش آمديد
مديريت وبلاگ را با ارايه نظرات و پيشنهادات خود در جهت هر چه بهتر شدن مطالب وبلاگ راهنمايی نماييد.
با آرزوي لحظاتی خوش و سرشار از شادمانی برای شما دوست عزيز .

ليست وبلاگهای به روز شده
 
 

 

 

 سه شنبه، 4 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت - 12:17 AM

 

 سه شنبه، 4 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت - 12:16 AM

 

 سه شنبه، 4 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت - 12:10 AM

 

 دوشنبه، 3 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت - 7:16 PM

 

 دوشنبه، 3 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت - 7:13 PM

 

همه کس و همه چیز را دوست بدار اما , به هیچکس و هیچ چیز دل مبند مگر خدا


 (نظر بدهید.)    
 

 دوشنبه، 3 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت - 7:10 PM

 

-

-

-هر لحظه و ساعت زندگی در حال تغییر است-

هر لحظه و ساعت زندگی در حال تغییر است زندگی گاهی سایه و گاهی آفتاب است پس هر لحظه تا جایی که میتوانی زندگی کن چون لحظه ای که وجود دارد شاید فردا نباشد کسی که تو را از صمیم قلب بخواهد به سختی در دنیا پیدا میشود پس چنین انسانی اگر جایی هست فقط اوست که از همه بهتر است پس تو آن دست را بگیر چون آن مهربان شاید فردا نباشد پس هر لحظه تا میتوانی زندگی کن چون لحظه ای که وجود دارد شاید فردا نباشد برای استفاده از سایه ی پلکهای تو اگر کسی نزدیک تو آمد اگر صد هزار بار هم مواظب قلب دیوانه ی خود باشی باز هم قلب تو به تپش در خواهد آمد ولی فکر کن این لحظه ای که هست داستان آن شاید فردا نباشد ...

 (نظر بدهید.)    
 

 دوشنبه، 3 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت - 6:45 PM

 

 دوشنبه، 3 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت - 3:45 PM

 

 دوشنبه، 3 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت - 1:03 PM

 

-

سادگی

وقتی ساده ای....

ساده مثل کاغذ که سفید و بی نقش...

آنوقت زندگی و آدمها هر چه خواهند بر تو خواهند نوشت.....

اینکه زندگی  یا دیگران نقشی از غم بر تو بنویسند یا شادی....

دست تو نیست...چون ساده ای.....

وقتی ذهن ساده ات رو داری ...خوشی....اما خوشی تو دیر نمی پاید....

همیشه یه خطی هست که به سادگیات بخنده....

تقصیر خط یا تو؟؟؟

تو نمیدونی ...همیشه همینطوره..

از وقتی زاده میشی تا وقتی میمیری...

کابوس یه خط با توست...

با همه این خطها تو ساده می مونی...

چون تو ساده ای...ساده  عین همین کاغذ که سفیده...

تو ساده ای...پس ساده می مانی....چون باید ساده بمانی..

تو ساده می مانی...

تقصیر تو است یا زندگی..

سعی کنیم این کابوس فقط یه کابوس باشه...

دلهای خودتونو...خط خطی نکنین/...

بذارید همیشه روشن بمونه...

پاک و ساده....

و....ودوست بدارید...

لذتی که در دوست داشتن و مهربانی است...

که در هیچ چیز نیست



 (نظر بدهید.)    
 

 دوشنبه، 3 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت - 1:01 PM

 

 دوشنبه، 3 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت - 12:57 PM

 

نفرت دارم از آدمای دو رو... انسان در زندگی همواره خودشومی پوشونه , همواره  زیر نمودی که به چشم دیگران می یاد پنهان میشه. تنها دو جاست که غالبا نقابی را که در سراسر عمر بر چهره داشته, پس می زنه: سلول زندان و بستر مرگ.

دراین دو جاست که فرصت عزیزی بدست می یاد تا چهره ی حقیقی هر کسی رو خوب ببینیم , به ویژه مرگ.آدمی بوی مرگ را که می شنوه صمیمی می شه.بر بستر احتضار هر کس "خودش" است .وحشت مرگ اونوچنان سراسیمه می کنه که مجال تظاهر نمی مونه حادثه چنان بزرگه  که بزرگان همه کوچک می شن.

روح از نهانگاهی که یک عمر به مصلحتی در آن از انظار پنهان شده بود, برهنه بیرون می یاد.مرگ در این نهان خانه رو زده .

 

مردن نیز خود هنریه.  مستلزم دانستن و آموختن.نمایشی سخت زیبا و عمیق و تماشایی ترین صحنه ی زندگی.

 

بسیار کم اند مردانی که زیبا مرده اند.بی شک آن هایی که می دانند چگونه باید مرد , می دانسته اند که چگونه باید زیست!!!

چه برای کسانی که زندگی کردن تنها دم برآوردن نیست, جان دادن نیز تنها دم بر نیاوردن نیست خود یک کار است , کاری بزرگ همچون زندگی.

..................................................................................

-


 (نظر بدهید.)    
 

 دوشنبه، 3 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت - 12:48 PM

 

-

 

هرکس آنچنان می میرد که زندگی می کند

هر آن کس آنچنان که در بیداریست خواب می بیند.

 


 (نظر بدهید.)    

 

 دوشنبه، 3 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت - 12:41 PM

 

 دوشنبه، 3 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت - 12:39 PM

 

-

انتخاب

 -

«انتخاب» دشوارترين لحظات براي انسان است.وقتي «لحظه ي انتخاب»

فرا مي رسد،وسوسه ها و ترديد ها به سراغ تو مي آيند،وآن«جلوه»اي را كه در يك «برق معنويت» ديده اي،از نظر و نگاهت محو مي سازند.

«چگونه بودن» يكي از همين انتخاب هاي دشوار است.

شخصيت تو گاهي در گرو همين تصميم ها و برگزيدن هاست.

اين تويي كه خمير مايه ي «هستي» خود را،با دو دستِ «انتخاب» خويش،شكل مي دهي و مي سازي.

يك شب،در خلوت خويش،رو به آيينه حقيقت بنشين وبا خودت،
بي واسطه و بي ريا حرف بزن.تو كيستي؟چيستي؟كجايي؟
چه مي كني؟چگونه اي؟

تو مختاري؛پس ناچار بايد انتخاب كني.بزرگي آدم ها به بزرگي
انتخاب هاي آنهاست.تو مي خواهي بزرگ باشي يا كوچك؟

اين ديگه با خودِ توست،اما اين را هم بدان كه انتخاب تو همواره با توست،
تا ابد،تا هميشه!    

-


 (نظر بدهید.)    
 

 دوشنبه، 3 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت - 12:34 PM

 

 دوشنبه، 3 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت - 12:26 PM

 

 دوشنبه، 3 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت - 12:00 PM

 

 دوشنبه، 3 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت - 11:52 AM

 

 یکشنبه، 2 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت - 11:31 PM

 
می خواهم عروسک وار زندگی کنم تا اگر سرم به سنگ خورد نشکشند تا اگر دلم را کسی شکست چیزی احساس نکنم تا اگر به مشکلات زند